راهِ هومرراهنمای خواندن ایلیاد و ادیسه
→ همهٔ شخصیت‌ها
ترواییان

آندروماخه

همسر هکتور؛ دیدار او با هکتور از انسانی‌ترین لحظه‌های ایلیاد است.

نام‌های دیگر: آندروماک

در کدام بخش‌ها نامش آمده؟

6هکتور در خانهدر دشت، دیومدس و گلاوکوس درمی‌یابند خانواده‌هایشان پیوند مهمان‌نوازی دارند و به‌جای جنگیدن زره عوض می‌کنند. هکتور به تروا می‌رود؛ مادرش هکابه و زنان شهر از آتنا یاری می‌خواهند، اما الهه درخواستشان را نمی‌پذیرد. هکتور پاریس را به بازگشت به میدان وامی‌دارد و کنار دروازه با همسرش آندروماخه و پسرشان آستیاناکس دیدار می‌کند. آندروماخه از مرگ او و اسارت خود می‌ترسد.←22مرگ هکتورترواییان به شهر پناه برده‌اند، اما هکتور از شرمِ نپذیرفتن هشدار پولوداماس بیرون دروازه می‌ماند. پریام و هکابه از او می‌خواهند داخل شود. با نزدیک شدن آشیل، هکتور می‌گریزد و سه بار دور دیوار تعقیب می‌شود. آتنا در چهرهٔ دئیفوبوس، برادر هکتور، او را به ایستادن فریب می‌دهد. هکتور خواهان پیمانی برای بازگرداندن پیکر بازنده است، اما آشیل نمی‌پذیرد و از شکاف زرهی که هکتور از پاتروکلوس گرفته، او را می‌کشد. آشیل پیکر هکتور را به ارابه می‌بندد و می‌برد؛ خانواده‌اش از بالای دیوار سوگواری می‌کنند.←24پریام و آشیلآشیل هنوز پیکر هکتور را کنار اردوگاه نگه داشته و هر روز در اندوه پاتروکلوس آن را می‌کشد، اما خدایان از پیکر محافظت می‌کنند. زئوس به تتیس می‌گوید آشیل باید آن را بازگرداند و به پریام پیام می‌دهد برای بازخرید پسرش برود. هرمس شبانه پریام را از میان نگهبانان تا چادر آشیل راهنمایی می‌کند. پریام از آشیل می‌خواهد پدر خودش را به یاد بیاورد؛ هر دو می‌گریند و آشیل پیکر هکتور را تحویل می‌دهد. با مهلتی برای سوگواری و خاک‌سپاری، پریام به تروا برمی‌گردد. آندروماخه، هکابه و هلن برای هکتور مرثیه می‌گویند و ایلیاد با خاک‌سپاری او تمام می‌شود.←

نام‌های دیگر شخصیت‌ها هم پیدا می‌شوند. برای باز کردن جست‌وجو کلید / را بزن.