راهِ هومرراهنمای خواندن ایلیاد و ادیسه
→ همهٔ شخصیت‌ها
یونانیان

نستور

پادشاه پیلوس که تلماخوس از او دربارهٔ بازگشت‌های پس از جنگ می‌پرسد.

در کدام بخش‌ها نامش آمده؟

2خواب آگاممنون و صف‌آراییزئوس برای عمل به وعده‌اش به تتیس، خوابی فریبنده را در چهرهٔ نستور نزد آگاممنون می‌فرستد: اکنون می‌توان تروا را گرفت. آگاممنون برای آزمودن سپاه پیشنهاد بازگشت می‌دهد، اما سربازان واقعاً به سوی کشتی‌ها می‌دوند و اودیسئوس آنان را برمی‌گرداند. ترسیتس به فرمانده اعتراض می‌کند و سرانجام شاعر سپاه‌ها و فرماندهان دو طرف را برمی‌شمارد.←7دوئل هکتور و آیاسهکتور هماوردی از سپاه یونان می‌طلبد و قرعه به نام آیاس می‌افتد. نبردشان بی‌نتیجه می‌ماند؛ با رسیدن شب از هم جدا می‌شوند و به یکدیگر هدیه می‌دهند. ترواییان پیشنهاد بازگرداندن دارایی‌ها را می‌دهند، اما پاریس حاضر نیست هلن را بازگرداند و صلحی در کار نیست. دو سپاه برای خاک‌سپاری کشته‌ها موقتاً دست از جنگ می‌کشند و یونانیان کنار کشتی‌ها دیوار و خندق می‌سازند.←8پیشروی ترواییانزئوس دخالت خدایان دیگر را در جنگ ممنوع می‌کند و کفهٔ نبرد را به سود تروا برمی‌گرداند. حتی دیومدس و نستور زیر آذرخش او عقب می‌نشینند. هرا و آتنا می‌خواهند به یونانیان کمک کنند، اما زئوس مانعشان می‌شود. هکتور سپاه تروا را تا نزدیکی کشتی‌های یونانی می‌راند و شب، ترواییان در دشت آتش روشن می‌کنند و همان‌جا می‌مانند.←9درخواست از آشیلدر شبی که آتش اردوگاه ترواییان نزدیک کشتی‌ها پیداست، آگاممنون از شکست می‌ترسد. به پیشنهاد نستور، هدایایی از جمله بازگرداندن بریسئیس را وعده می‌دهد و اودیسئوس، آیاس و فونیکس را نزد آشیل می‌فرستد. هر یک می‌کوشد او را به جنگ برگرداند؛ فونیکس داستان ملئاگر را برای هشدار دربارهٔ دیر پذیرفتن آشتی می‌گوید. آشیل هدایا را رد می‌کند و از دو سرنوشت خود حرف می‌زند: مرگ با آوازه در تروا یا زندگی بلندتر در خانه. می‌گوید تا خطر به کشتی‌های خودش نرسد نخواهد جنگید.←10شبی در اردوگاه دشمنهمان شبی که ترواییان نزدیک کشتی‌ها اردو زده‌اند، فرماندهان یونانی برای شناسایی دشمن دیومدس و اودیسئوس را می‌فرستند. از سوی دیگر هکتور، دولون را برای جاسوسی از اردوگاه یونان می‌فرستد. دو یونانی او را می‌گیرند، از جایگاه متحدان تازه‌رسیدهٔ تروا خبر می‌گیرند و سپس می‌کشند. با راهنمایی آتنا، به اردوگاه تراکیانِ خفته می‌روند؛ دیومدس رِسوس و چند تن از همراهانش را می‌کشد و آن دو اسب‌های او را می‌برند.←11زخمی شدن فرماندهانصبح، آگاممنون ترواییان را عقب می‌راند، اما پس از زخمی شدنش میدان را ترک می‌کند و هکتور دوباره پیش می‌آید. دیومدس، اودیسئوس و ماخائونِ پزشک نیز زخمی می‌شوند. آشیل می‌بیند نستور ماخائون را به اردوگاه می‌برد و پاتروکلوس را برای پرس‌وجو می‌فرستد. نستور از او می‌خواهد آشیل را به بازگشت راضی کند؛ اگر نشد، با زره آشیل و همراه سپاه میرمیدون‌ها به میدان برود. پاتروکلوس در راه بازگشت به اوریپیلوسِ زخمی کمک می‌کند.←1خانه‌ای در انتظارسال‌ها از پایان جنگ تروا گذشته و اودیسئوس هنوز در جزیرهٔ کالیپسو مانده است. در گفت‌وگوی خدایان، آتنا خواهان بازگشت اوست؛ پوزئیدون که با او دشمن است فعلاً دور از جمع است. آتنا به ایتاکا می‌رود و در ظاهر منتس با تلماخوس، پسر اودیسئوس، حرف می‌زند. در خانه، خواستگارانِ پنلوپه از دارایی خانواده می‌خورند و منتظرند او یکی را به همسری برگزیند. آتنا از تلماخوس می‌خواهد مجمعی تشکیل دهد و برای گرفتن خبر پدرش نزد نستور و منلائوس برود. تلماخوس نخستین بار در برابر خواستگاران و مادرش با صدایی مستقل حرف می‌زند.←3نستور در پیلوستلماخوس و آتنا، که هنوز به شکل منتور همراه اوست، به پیلوس می‌رسند و نستور را در مراسم قربانی کنار دریا می‌بینند. تلماخوس از سرنوشت پدرش می‌پرسد؛ نستور خبر قطعی از اودیسئوس ندارد، اما از پراکنده شدن سپاه پس از تروا و بازگشت بدفرجام آگاممنون می‌گوید. داستان اورستس، پسری که انتقام پدرش را گرفت، تلماخوس را به یاد وضعیت خانهٔ خود می‌اندازد. آتنا پس از رفتن به شکل عقاب شناخته می‌شود. نستور پسرش پیسیستراتوس را همراه تلماخوس با ارابه به سوی اسپارت می‌فرستد.←

نام‌های دیگر شخصیت‌ها هم پیدا می‌شوند. برای باز کردن جست‌وجو کلید / را بزن.