درخواست از آشیل
قبل از خواندن این سرود
هکتور و ترواییان شب را نزدیک کشتیهای یونان اردو زدهاند. فرماندهان یونانی میدانند بدون آشیل ممکن است نتوانند از کشتیها دفاع کنند.
این سرود بیشتر گفتوگوست: نخست شورای فرماندهان، سپس دیدار سه فرستاده با آشیل در چادر او و سرانجام گزارش پاسخ او به شورا.
در میان نامها، نقش سه فرستاده را نگه دار: اودیسئوس پیشنهاد آگاممنون را میگوید، فونیکس از پیوند شخصی و داستان ملئاگر کمک میگیرد و آیاس از حق رفاقت سخن میگوید.
در شبی که آتش اردوگاه ترواییان نزدیک کشتیها پیداست، آگاممنون از شکست میترسد. به پیشنهاد نستور، هدایایی از جمله بازگرداندن بریسئیس را وعده میدهد و اودیسئوس، آیاس و فونیکس را نزد آشیل میفرستد. هر یک میکوشد او را به جنگ برگرداند؛ فونیکس داستان ملئاگر را برای هشدار دربارهٔ دیر پذیرفتن آشتی میگوید. آشیل هدایا را رد میکند و از دو سرنوشت خود حرف میزند: مرگ با آوازه در تروا یا زندگی بلندتر در خانه. میگوید تا خطر به کشتیهای خودش نرسد نخواهد جنگید.
چرا این بخش مهم است؟
گرفتن بریسئیس فقط مسئلهٔ مال نبود؛ آشیل آن را بیحرمتی میداند. گفتوگو نشان میدهد بازگشت او با پیشنهاد هدیه حل نمیشود.
چه کسانی در این بخشاند؟
کجا هستیم؟
اردوگاه یونانیان — کنار کشتیهای یونانی در ساحل تروا.