→ همهٔ شخصیتها
یونانیان
آیاس
پهلوان یونانی که با هکتور میجنگد و از پیکر پاتروکلوس دفاع میکند.
نامهای دیگر: آژاکس، آژاکس بزرگ
در کدام بخشها نامش آمده؟
7دوئل هکتور و آیاسهکتور هماوردی از سپاه یونان میطلبد و قرعه به نام آیاس میافتد. نبردشان بینتیجه میماند؛ با رسیدن شب از هم جدا میشوند و به یکدیگر هدیه میدهند. ترواییان پیشنهاد بازگرداندن داراییها را میدهند، اما پاریس حاضر نیست هلن را بازگرداند و صلحی در کار نیست. دو سپاه برای خاکسپاری کشتهها موقتاً دست از جنگ میکشند و یونانیان کنار کشتیها دیوار و خندق میسازند.←9درخواست از آشیلدر شبی که آتش اردوگاه ترواییان نزدیک کشتیها پیداست، آگاممنون از شکست میترسد. به پیشنهاد نستور، هدایایی از جمله بازگرداندن بریسئیس را وعده میدهد و اودیسئوس، آیاس و فونیکس را نزد آشیل میفرستد. هر یک میکوشد او را به جنگ برگرداند؛ فونیکس داستان ملئاگر را برای هشدار دربارهٔ دیر پذیرفتن آشتی میگوید. آشیل هدایا را رد میکند و از دو سرنوشت خود حرف میزند: مرگ با آوازه در تروا یا زندگی بلندتر در خانه. میگوید تا خطر به کشتیهای خودش نرسد نخواهد جنگید.←12شکستن دیوارپاتروکلوس هنوز از اوریپیلوسِ زخمی مراقبت میکند که ترواییان به دیوار تازهٔ اردوگاه یونان میرسند. پولوداماس از نشانهٔ عقابی که ماری را رها میکند، شکست حمله را پیشبینی میکند؛ هکتور هشدارش را نمیپذیرد. سارپدون و لیکیاییان به بخشی از دیوار فشار میآورند و آیاس با آنان میجنگد. سرانجام هکتور با سنگی بزرگ دروازه را میشکند و ترواییان تا میان کشتیها پیش میروند.←13دخالت پوزئیدونپس از شکستن دیوار، جنگ کنار کشتیهای یونان ادامه دارد. زئوس نگاهش را از میدان برمیگرداند و پوزئیدون برخلاف خواست او پنهانی به یونانیان کمک میکند: نخست در چهرهٔ کالخاس به دو آیاس نیرو میدهد و سپس دیگر جنگجویان را دلگرم میکند. ایدومنئوس و مریونس در بخشی از میدان ترواییان را عقب میزنند، اما هکتور هنوز حمله میکند و نبرد نزدیک کشتیها سخت میماند.←14فریب زئوسوقتی نبرد به کشتیها رسیده، آگاممنون حتی به عقب بردن کشتیها میاندیشد، اما اودیسئوس مخالفت میکند و فرماندهان زخمی سپاه را دلگرم میکنند. هرا برای دور کردن نگاه زئوس از میدان، کمربند فریبندهٔ آفرودیت را میگیرد و «خواب» را راضی میکند زئوس را پس از همخوابگی بخواباند. پوزئیدون در این فرصت آشکارتر به یونانیان یاری میدهد. آیاس با سنگ هکتور را از پا میاندازد؛ یارانش او را زنده از میدان بیرون میبرند و ترواییان عقب مینشینند.←15آتش کنار کشتیهازئوس از خواب بیدار میشود، پوزئیدون را از میدان کنار میکشد و آپولون را برای نیرو دادن به هکتور میفرستد. هکتور به نبرد برمیگردد و با یاری آپولون ترواییان دوباره از خندق و دیوار میگذرند. پاتروکلوس که هنوز از اوریپیلوسِ زخمی مراقبت میکرد، برای خبر دادن از خطر به سوی آشیل میدود. هکتور به کشتیها میرسد و آتش میخواهد، اما آیاس تا پایان این سرود با نیزه جلوی آتشزدن کشتی را میگیرد.←17نبرد بر سر پیکرپاتروکلوس کشته شده، اما آشیل هنوز خبر ندارد. منلائوس و آیاس از پیکر او در برابر ترواییان دفاع میکنند. هکتور زره آشیل را که پاتروکلوس پوشیده بود برمیدارد و خودش میپوشد؛ از این پس پیکر و زره در دو سوی میداناند. منلائوس آنتیلوخوس را نزد آشیل میفرستد تا خبر مرگ را برساند. سرانجام منلائوس و مریونس پیکر بیزره پاتروکلوس را میبرند و دو آیاس راه بازگشت را نگه میدارند.←11سفر به جهان مردگاناودیسئوس برای گرفتن راهنمایی تیرسیاس به مرز جهان مردگان میرود و آیین فراخواندن سایهها را انجام میدهد. نخست اِلپِنورِ بیخاکسپاری از او میخواهد هنگام بازگشت پیکرش را دفن کند. تیرسیاس هشدار میدهد به گاوهای هلیوس دست نزنند، و از خطر خواستگاران در خانه و سفری دیگر پس از بازگشت میگوید. اودیسئوس با مادرش آنتیکلیا، که در غیاب او مرده، سخن میگوید. سایهٔ آگاممنون از قتل خود پس از بازگشت میگوید؛ آشیل از زندگی و مرگ حرف میزند و آیاس هنوز بر سر زره آشیل با اودیسئوس قهر است.←