راهِ هومرراهنمای خواندن ایلیاد و ادیسه
→ فهرست داستان
ایلیاد، سرود 17
ایلیادسرود 17

نبرد بر سر پیکر

قبل از خواندن این سرود

پیش از این چه شده؟

پاتروکلوس با زره آشیل کشته شده است. آشیل کنار کشتی‌ها مانده و هنوز نمی‌داند چه رخ داده است.

حالا کجای داستانیم؟

تقریباً همهٔ سرود در دشت، دور پیکر پاتروکلوس می‌گذرد. هکتور زره را می‌برد، یونانیان برای پیکر می‌جنگند و آنتیلوخوس برای رساندن خبر به سوی آشیل می‌رود.

فعلاً چه چیزی را دنبال کنم؟

هکتور زره آشیل را می‌پوشد، اما پیکر پاتروکلوس را به تروا نمی‌برد. دو آیاس از عقب‌نشینی حاملان پیکر دفاع می‌کنند.

پاتروکلوس کشته شده، اما آشیل هنوز خبر ندارد. منلائوس و آیاس از پیکر او در برابر ترواییان دفاع می‌کنند. هکتور زره آشیل را که پاتروکلوس پوشیده بود برمی‌دارد و خودش می‌پوشد؛ از این پس پیکر و زره در دو سوی میدان‌اند. منلائوس آنتیلوخوس را نزد آشیل می‌فرستد تا خبر مرگ را برساند. سرانجام منلائوس و مریونس پیکر بی‌زره پاتروکلوس را می‌برند و دو آیاس راه بازگشت را نگه می‌دارند.

چرا این بخش مهم است؟

برای دنبال کردن نبرد، پیکر و زره را جدا تصور کن: یونانیان پیکر را پس می‌گیرند، ولی زره آشیل نزد هکتور است. خبر مرگ نیز تازه در راه آشیل است.

چه کسانی در این بخش‌اند؟

کجا هستیم؟

دشت نبرد — میان دیوار تروا و اردوگاه یونانیان.

ایلیاد، سرود 17دیدن متن مرجع ↗

نام‌های دیگر شخصیت‌ها هم پیدا می‌شوند. برای باز کردن جست‌وجو کلید / را بزن.