راهِ هومرراهنمای خواندن ایلیاد و ادیسه
→ همهٔ شخصیت‌ها
یونانیان

منلائوس

پادشاه اسپارت و همسر هلن؛ از فرماندهان یونانی در جنگ.

نام‌های دیگر: منلاس

در کدام بخش‌ها نامش آمده؟

3پاریس و منلائوسدو سپاه قرار می‌گذارند پاریس و منلائوس تن‌به‌تن بجنگند و نتیجهٔ نبرد تکلیف هلن و جنگ را روشن کند. هلن از کنار پریام روی دیوار تروا فرماندهان یونانی را معرفی می‌کند. منلائوس در نبرد دست بالا را پیدا می‌کند، اما آفرودیت پاریس را از میدان بیرون می‌برد. آگاممنون پیروزی منلائوس را اعلام می‌کند، ولی پیمان هنوز اجرا نشده است.←4شکستن آتش‌بسپس از برتری منلائوس در دوئل، زئوس پایان جنگ را پیش می‌کشد، اما هرا و آتنا خواهان ادامهٔ آن‌اند. آتنا پانداروسِ تروایی را به تیراندازی به منلائوس وامی‌دارد. زخم منلائوس درمان می‌شود، ولی پیمان شکسته است؛ آگاممنون سپاه را برای نبرد دوباره می‌گرداند و می‌آراید.←17نبرد بر سر پیکرپاتروکلوس کشته شده، اما آشیل هنوز خبر ندارد. منلائوس و آیاس از پیکر او در برابر ترواییان دفاع می‌کنند. هکتور زره آشیل را که پاتروکلوس پوشیده بود برمی‌دارد و خودش می‌پوشد؛ از این پس پیکر و زره در دو سوی میدان‌اند. منلائوس آنتیلوخوس را نزد آشیل می‌فرستد تا خبر مرگ را برساند. سرانجام منلائوس و مریونس پیکر بی‌زره پاتروکلوس را می‌برند و دو آیاس راه بازگشت را نگه می‌دارند.←◇اسب چوبی و سقوط تروایونانیان با نیرنگ اسب چوبی وارد تروا می‌شوند و شهر سقوط می‌کند. ادیسه چند بار از اسب یاد می‌کند، اما روایت کامل سقوط شهر در خودِ ایلیاد نیست.←1خانه‌ای در انتظارسال‌ها از پایان جنگ تروا گذشته و اودیسئوس هنوز در جزیرهٔ کالیپسو مانده است. در گفت‌وگوی خدایان، آتنا خواهان بازگشت اوست؛ پوزئیدون که با او دشمن است فعلاً دور از جمع است. آتنا به ایتاکا می‌رود و در ظاهر منتس با تلماخوس، پسر اودیسئوس، حرف می‌زند. در خانه، خواستگارانِ پنلوپه از دارایی خانواده می‌خورند و منتظرند او یکی را به همسری برگزیند. آتنا از تلماخوس می‌خواهد مجمعی تشکیل دهد و برای گرفتن خبر پدرش نزد نستور و منلائوس برود. تلماخوس نخستین بار در برابر خواستگاران و مادرش با صدایی مستقل حرف می‌زند.←4خبر از اسپارتتلماخوس و پیسیستراتوس به کاخ منلائوس در اسپارت می‌رسند. هلن و منلائوس از زیرکی اودیسئوس در جنگ تروا و ماجرای اسب چوبی یاد می‌کنند. منلائوس از بازگشت دشوار خودش می‌گوید: در مصر با راهنمایی دختر پروتئوس، آن ایزد دریایی دگرشکل‌شونده را گرفت و از او خبر گرفت که اودیسئوس در جزیرهٔ کالیپسو گرفتار است. هم‌زمان در ایتاکا، خواستگاران از سفر تلماخوس باخبر می‌شوند و در مسیر بازگشتش کمین می‌کنند. پنلوپه تازه از سفر پسر و خطر پیش رویش آگاه می‌شود.←15بازگشت تلماخوسروایت میان اسپارت و کلبهٔ اومائوس جابه‌جا می‌شود. آتنا به تلماخوس می‌گوید زود برگردد، از کمین خواستگاران دور بزند و پس از رسیدن به ایتاکا نخست نزد اومائوس برود. منلائوس و هلن با هدیه بدرقه‌اش می‌کنند و هلن نشانهٔ پرنده را نوید بازگشت اودیسئوس می‌داند. تلماخوس در راه، تئوکلومنوس، پیشگویی که از انتقام‌جویان می‌گریزد، را نیز سوار کشتی می‌کند. در کلبه، اودیسئوسِ ناشناس از اومائوس دربارهٔ پدر و مادرش می‌پرسد و اومائوس داستان ربوده شدن خود در کودکی و آمدنش به خانهٔ اودیسئوس را می‌گوید. تلماخوس از کمین جان سالم می‌برد، همراهانش را با کشتی به شهر می‌فرستد و خود راه کلبه را پیش می‌گیرد.←

نام‌های دیگر شخصیت‌ها هم پیدا می‌شوند. برای باز کردن جست‌وجو کلید / را بزن.