خبر از اسپارت
قبل از خواندن این سرود
نستور خبر قطعی از اودیسئوس نداشت و تلماخوس را با پسرش پیسیستراتوس به اسپارت فرستاد.
بخش نخست در کاخ منلائوس است و بخشی از آن خاطرهٔ سفر منلائوس در مصر. سپس روایت به ایتاکا برمیگردد؛ خواستگاران کمین میکنند و پنلوپه نگران پسرش میشود.
پروتئوس خبرِ جای اودیسئوس را به منلائوس در گذشته داده است؛ منلائوس آن را اکنون برای تلماخوس نقل میکند. این صحنه را با حضور مستقیم اودیسئوس اشتباه نگیر.
تلماخوس و پیسیستراتوس به کاخ منلائوس در اسپارت میرسند. هلن و منلائوس از زیرکی اودیسئوس در جنگ تروا و ماجرای اسب چوبی یاد میکنند. منلائوس از بازگشت دشوار خودش میگوید: در مصر با راهنمایی دختر پروتئوس، آن ایزد دریایی دگرشکلشونده را گرفت و از او خبر گرفت که اودیسئوس در جزیرهٔ کالیپسو گرفتار است. همزمان در ایتاکا، خواستگاران از سفر تلماخوس باخبر میشوند و در مسیر بازگشتش کمین میکنند. پنلوپه تازه از سفر پسر و خطر پیش رویش آگاه میشود.
چرا این بخش مهم است؟
برای نخستین بار تلماخوس نشانی مشخص از پدر میگیرد، اما خبر از گذشتهٔ سفر اوست. روایت همزمان به ایتاکا برمیگردد تا خطر بازگشت تلماخوس را نشان دهد.
چه کسانی در این بخشاند؟
کجا هستیم؟
اسپارت — شهر منلائوس و هلن؛ تلماخوس به آنجا میرود.