رهایی از جزیرهٔ کالیپسو
قبل از خواندن این سرود
تلماخوس در اسپارت خبر گرفته که پدرش نزد کالیپسو بوده است. حالا روایت زمانِ حاضر را با خود اودیسئوس دنبال میکند.
ابتدا شورای خدایان و جزیرهٔ اوژیژیا را میبینیم، سپس سفر با کلک، طوفان پوزئیدون و رسیدن اودیسئوس به ساحل فایاکها.
کالیپسو او را رها میکند، اما کشتی و خدمهای در اختیارش ندارد؛ اودیسئوس خودش کلک میسازد. اینو در میان طوفان کمکش میکند، نه کالیپسو.
پس از چهار سرود دربارهٔ تلماخوس، روایت سرانجام به خود اودیسئوس میرسد. زئوس هرمس را نزد کالیپسو میفرستد تا فرمان رهایی او را برساند. کالیپسو جاودانگی و زندگی کنار خود را یادآوری میکند، اما اودیسئوس بازگشت به پنلوپه و خانه را میخواهد. او کلکی میسازد و راه میافتد. پوزئیدون طوفانی برمیانگیزد و کلک را میشکند؛ اینو، ایزدبانوی دریا، پوششی نجاتبخش به او میدهد. اودیسئوس با شنا به ساحل سرزمین فایاکها میرسد و زیر برگها از خستگی میخوابد.
چرا این بخش مهم است؟
رسیدن به ساحل فایاکها هنوز رسیدن به ایتاکا نیست. انتخاب بازگشتِ دشوار، هدف اودیسئوس را روشن میکند.
چه کسانی در این بخشاند؟
کجا هستیم؟
اوژیژیا — جزیرهٔ کالیپسو؛ جای دقیق اسطورهای آن قطعی نیست.