خانهای در انتظار
قبل از خواندن این سرود
جنگ تروا تمام شده است. بیشتر جنگجویان یونانی به خانه برگشتهاند، اما اودیسئوس هنوز در جزیرهٔ کالیپسو مانده و خانوادهاش از سرنوشت او خبر قطعی ندارند.
داستان با گفتوگوی خدایان دربارهٔ بازگشت اودیسئوس شروع میشود و سپس به خانهٔ او در ایتاکا میرود. خواستگارانِ پنلوپه آنجا جا خوش کردهاند. آتنا در چهرهٔ منتس به دیدار تلماخوس میآید و او را به جستوجوی خبر پدرش تشویق میکند.
فعلاً لازم نیست ماجراهای سفر اودیسئوس را بدانی. آتنا در چهرهٔ منتس نزد تلماخوس است؛ نستور و منلائوس فقط مقصدهای بعدی پرسوجوی او هستند. دو پرسش را دنبال کن: اودیسئوس کجاست و در خانهاش چه میگذرد؟
سالها از پایان جنگ تروا گذشته و اودیسئوس هنوز در جزیرهٔ کالیپسو مانده است. در گفتوگوی خدایان، آتنا خواهان بازگشت اوست؛ پوزئیدون که با او دشمن است فعلاً دور از جمع است. آتنا به ایتاکا میرود و در ظاهر منتس با تلماخوس، پسر اودیسئوس، حرف میزند. در خانه، خواستگارانِ پنلوپه از دارایی خانواده میخورند و منتظرند او یکی را به همسری برگزیند. آتنا از تلماخوس میخواهد مجمعی تشکیل دهد و برای گرفتن خبر پدرش نزد نستور و منلائوس برود. تلماخوس نخستین بار در برابر خواستگاران و مادرش با صدایی مستقل حرف میزند.
چرا این بخش مهم است؟
ادیسه از میانهٔ ماجرا آغاز میشود: جای اودیسئوس برای خواننده روشن است، ولی خانوادهاش خبر قطعی ندارد. داستان ابتدا خطرِ خانهٔ بیصاحب را نشان میدهد.
چه کسانی در این بخشاند؟
کجا هستیم؟
ایتاکا — خانه و پادشاهی اودیسئوس.