پاتروکلوس با زره آشیل
قبل از خواندن این سرود
هکتور کنار کشتیهای یونانی آتش میخواهد و آیاس بهسختی مقاومت میکند. پاتروکلوس تازه از مراقبت مجروحان به سوی آشیل آمده است.
سرود از گفتوگوی آشیل و پاتروکلوس کنار کشتیها شروع میشود؛ سپس پاتروکلوس ترواییان را عقب میراند، سارپدون را میکشد و نزدیک دیوار تروا از پا درمیآید.
سه نام را جدا نگه دار: سارپدون قربانی پاتروکلوس است؛ آپولون پاتروکلوس را بیدفاع میکند؛ هکتور پس از ضربهٔ اوفوربوس او را میکشد.
پاتروکلوس از آشیل میخواهد با زره او و سپاه میرمیدونها به دفاع از کشتیها برود. آشیل میپذیرد، اما میگوید پس از راندن دشمن از کشتیها برگردد. وقتی آتش به یک کشتی میرسد، پاتروکلوس به میدان میآید، آتش را خاموش میکند و ترواییان را تا نزدیکی تروا عقب میراند. او سارپدون، پسر زئوس، را میکشد؛ سپس هشدار آشیل را پشت سر میگذارد و به شهر نزدیک میشود. آپولون او را بیدفاع میکند، اوفوربوس زخمیاش میکند و هکتور ضربهٔ مرگبار را میزند.
چرا این بخش مهم است؟
مرگ پاتروکلوس حاصل یک دوئل ساده نیست: پیشروی بیش از حد، دخالت آپولون و ضربهٔ اوفوربوس راه را برای هکتور باز میکنند. این مرگ خشم آشیل را دگرگون میکند.
چه کسانی در این بخشاند؟
کجا هستیم؟
دشت نبرد — میان دیوار تروا و اردوگاه یونانیان.