سفر به جهان مردگان
قبل از خواندن این سرود
سیرسه اودیسئوس را برای گرفتن راهنمایی تیرسیاس فرستاده است. اِلپِنور هنگام حرکت از بام افتاد و هنوز خاکسپاری نشده است.
کشتی به مرز جهان مردگان میرسد. اودیسئوس کنار گودال قربانی با سایهها یکییکی گفتوگو میکند؛ خودِ او هنوز زنده است و بعد دوباره به کشتی برمیگردد.
برای دنبال کردن نامهای زیاد، سه گفتوگو را نگه دار: تیرسیاس دربارهٔ آینده هشدار میدهد، مادر از خانه خبر میدهد و آگاممنون از بازگشت بدفرجام خود. بقیه تصویرهای جهان مردگاناند.
اودیسئوس برای گرفتن راهنمایی تیرسیاس به مرز جهان مردگان میرود و آیین فراخواندن سایهها را انجام میدهد. نخست اِلپِنورِ بیخاکسپاری از او میخواهد هنگام بازگشت پیکرش را دفن کند. تیرسیاس هشدار میدهد به گاوهای هلیوس دست نزنند، و از خطر خواستگاران در خانه و سفری دیگر پس از بازگشت میگوید. اودیسئوس با مادرش آنتیکلیا، که در غیاب او مرده، سخن میگوید. سایهٔ آگاممنون از قتل خود پس از بازگشت میگوید؛ آشیل از زندگی و مرگ حرف میزند و آیاس هنوز بر سر زره آشیل با اودیسئوس قهر است.
چرا این بخش مهم است؟
این بخش هم نقشهٔ خطرهای بعدی را میدهد و هم بهای انسانی جنگ و بازگشت را نشان میدهد. ملاقاتها هنوز بخشی از روایت گذشتهٔ اودیسئوس برای فایاکها هستند.
چه کسانی در این بخشاند؟
کجا هستیم؟
جهان مردگان — جایی که اودیسئوس برای دریافت راهنمایی به آن سفر میکند.