شبی در اردوگاه دشمن
قبل از خواندن این سرود
فرستادگان یونان نتوانستهاند آشیل را برگردانند. آتشهای اردوگاه تروا نزدیک کشتیها روشن است و دو سپاه نگران حملهٔ صبحاند.
همهٔ رخدادها در یک شب است: ابتدا شورای یونانیان، بعد حرکت همزمان دو گروه شناسایی در تاریکی و سرانجام حمله به اردوگاه تراکیان.
دولون جاسوسِ تروایی است و رِسوس فرماندهٔ تراکیانِ همپیمان تروا. این دو را با دیومدس و اودیسئوس که از سوی یونانیان میروند، قاطی نکن.
همان شبی که ترواییان نزدیک کشتیها اردو زدهاند، فرماندهان یونانی برای شناسایی دشمن دیومدس و اودیسئوس را میفرستند. از سوی دیگر هکتور، دولون را برای جاسوسی از اردوگاه یونان میفرستد. دو یونانی او را میگیرند، از جایگاه متحدان تازهرسیدهٔ تروا خبر میگیرند و سپس میکشند. با راهنمایی آتنا، به اردوگاه تراکیانِ خفته میروند؛ دیومدس رِسوس و چند تن از همراهانش را میکشد و آن دو اسبهای او را میبرند.
چرا این بخش مهم است؟
این سرود رویدادهای یک شب را از دو سوی جنگ دنبال میکند. پیروزی یونانیان با شناسایی، خشونت و یاری آتنا به دست میآید، نه نبرد رو در رو.
چه کسانی در این بخشاند؟
کجا هستیم؟
دشت نبرد — میان دیوار تروا و اردوگاه یونانیان.