آشتی در سپاه یونان
قبل از خواندن این سرود
پیکر پاتروکلوس به اردوگاه بازگشته و تتیس زره تازه را از هفائستوس گرفته است. آشیل تصمیم دارد به جنگ برگردد.
بیشتر سرود در اردوگاه یونان است: مجمع آشتی، بازگشت هدایا، سوگ بریسئیس و آمادهشدن آشیل. در پایان، اسب او پیشگویی میکند.
آشتی آشیل و آگاممنون را با پایان سوگ اشتباه نگیر. آشیل هنوز از خوردن سر باز میزند و هدفش کشتن هکتور است.
تتیس زره تازه را برای آشیل میآورد. آشیل در مجمع سپاه از خشم پیشینش میگذرد و آگاممنون هدایا و بریسئیس را بازمیگرداند و سوگند میخورد به او دست نزده است. بریسئیس با دیدن پیکر پاتروکلوس سوگواری میکند و از مهربانی او میگوید. آشیل از شدت اندوه خوراک نمیخورد و برای نبرد آماده میشود. هنگام سوار شدن، اسب زانتوس با صدایی که هرا به او داده از مرگ نزدیک آشیل خبر میدهد.
چرا این بخش مهم است؟
آشتی فرماندهان مشکل سپاه را حل میکند، اما اندوه آشیل را نه. صدای بریسئیس یادآوری میکند که او تنها غنیمتِ موضوع دعوا نبود؛ خود نیز داغدار است.
چه کسانی در این بخشاند؟
کجا هستیم؟
اردوگاه یونانیان — کنار کشتیهای یونانی در ساحل تروا.