لوتوسخواران و غول یکچشم
قبل از خواندن این سرود
آلکینوس از مهمان گریان نام و سرگذشتش را پرسیده است. آنچه از اینجا تا سرود دوازدهم میخوانی، بازگویی گذشته از زبان خود اودیسئوس است.
جای فعلی را فراموش نکن: اودیسئوس هنوز در کاخ فایاکهاست و ما را به خاطرهٔ سفرش میبرد؛ از ایسْماروس و لوتوسخواران تا غار پولیفموس.
پولیفموس یک سیکلوپ و پسر پوزئیدون است. نام «هیچکس» باعث میشود دیگر سیکلوپها فریاد کمک او را جدی نگیرند؛ گفتن نام واقعی پس از فرار، راه نفرین پدرش را باز میکند.
اودیسئوس سرانجام خود را به فایاکها معرفی میکند و از آغاز سفر پس از تروا میگوید. در ایسْماروس، همراهان پس از غارت شهر دیر میمانند و در ضدحمله کشته میدهند. در سرزمین لوتوسخواران، چند نفر میل بازگشت را از یاد میبرند و اودیسئوس آنان را به کشتی برمیگرداند. سپس در غار پولیفموسِ یکچشم گرفتار میشوند. غول چند همراه را میخورد؛ اودیسئوس با شراب و نام ساختگی «هیچکس» او را فریب میدهد، چشمش را کور میکند و زیر شکم گوسفندان از غار میگریزد. از کشتی نام واقعیاش را فریاد میزند و پولیفموس از پدرش پوزئیدون میخواهد بازگشت او را دشوار کند.
چرا این بخش مهم است؟
نیرنگ اودیسئوس راه فرار را باز میکند، اما آشکار کردن نامش دشمنی پوزئیدون را به سفر پیوند میزند. اینها خاطرهٔ اودیسئوس در کاخ فایاکهاست.
چه کسانی در این بخشاند؟
کجا هستیم؟
سرزمین سیکلوپها — جای رویارویی اودیسئوس با پولیفموس؛ مکان دقیق آن قطعی نیست.