→ داستان
تروا
شهری که یونانیان محاصره کردهاند.
سرودهای مرتبط
3پاریس و منلائوسدو سپاه قرار میگذارند پاریس و منلائوس تنبهتن بجنگند و نتیجهٔ نبرد تکلیف هلن و جنگ را روشن کند. هلن از کنار پریام روی دیوار تروا فرماندهان یونانی را معرفی میکند. منلائوس در نبرد دست بالا را پیدا میکند، اما آفرودیت پاریس را از میدان بیرون میبرد. آگاممنون پیروزی منلائوس را اعلام میکند، ولی پیمان هنوز اجرا نشده است.←6هکتور در خانهدر دشت، دیومدس و گلاوکوس درمییابند خانوادههایشان پیوند مهماننوازی دارند و بهجای جنگیدن زره عوض میکنند. هکتور به تروا میرود؛ مادرش هکابه و زنان شهر از آتنا یاری میخواهند، اما الهه درخواستشان را نمیپذیرد. هکتور پاریس را به بازگشت به میدان وامیدارد و کنار دروازه با همسرش آندروماخه و پسرشان آستیاناکس دیدار میکند. آندروماخه از مرگ او و اسارت خود میترسد.←22مرگ هکتورترواییان به شهر پناه بردهاند، اما هکتور از شرمِ نپذیرفتن هشدار پولوداماس بیرون دروازه میماند. پریام و هکابه از او میخواهند داخل شود. با نزدیک شدن آشیل، هکتور میگریزد و سه بار دور دیوار تعقیب میشود. آتنا در چهرهٔ دئیفوبوس، برادر هکتور، او را به ایستادن فریب میدهد. هکتور خواهان پیمانی برای بازگرداندن پیکر بازنده است، اما آشیل نمیپذیرد و از شکاف زرهی که هکتور از پاتروکلوس گرفته، او را میکشد. آشیل پیکر هکتور را به ارابه میبندد و میبرد؛ خانوادهاش از بالای دیوار سوگواری میکنند.←24پریام و آشیلآشیل هنوز پیکر هکتور را کنار اردوگاه نگه داشته و هر روز در اندوه پاتروکلوس آن را میکشد، اما خدایان از پیکر محافظت میکنند. زئوس به تتیس میگوید آشیل باید آن را بازگرداند و به پریام پیام میدهد برای بازخرید پسرش برود. هرمس شبانه پریام را از میان نگهبانان تا چادر آشیل راهنمایی میکند. پریام از آشیل میخواهد پدر خودش را به یاد بیاورد؛ هر دو میگریند و آشیل پیکر هکتور را تحویل میدهد. با مهلتی برای سوگواری و خاکسپاری، پریام به تروا برمیگردد. آندروماخه، هکابه و هلن برای هکتور مرثیه میگویند و ایلیاد با خاکسپاری او تمام میشود.←◇پس از پایان ایلیادایلیاد با خاکسپاری هکتور تمام میشود. جنگ هنوز ادامه دارد. در روایتهای دیگر، آشیل نیز پیش از سقوط تروا کشته میشود؛ این رخداد در خودِ ایلیاد روایت نشده است.←◇اسب چوبی و سقوط تروایونانیان با نیرنگ اسب چوبی وارد تروا میشوند و شهر سقوط میکند. ادیسه چند بار از اسب یاد میکند، اما روایت کامل سقوط شهر در خودِ ایلیاد نیست.←