بدرقهٔ پاتروکلوس
قبل از خواندن این سرود
آشیل هکتور را کشته و پیکرش را به اردوگاه آورده، اما پاتروکلوس هنوز خاکسپاری نشده است.
سرود در اردوگاه یونان و کنار آتش خاکسپاری میگذرد: خواب آشیل، مراسم سوزاندن پیکر و سپس مسابقههای بزرگداشت پاتروکلوس.
خواستِ سایهٔ پاتروکلوس دربارهٔ کنار هم قرار گرفتن استخوانها برای آینده است؛ در این سرود فقط استخوانهای پاتروکلوس گردآوری میشود. پیکر هکتور هنوز نزد آشیل است.
شب، سایهٔ پاتروکلوس در خواب به آشیل میگوید زودتر او را به خاک بسپارد و میخواهد استخوانهایشان روزی کنار هم باشد. آشیل هیزم و هدایای آیینی گرد میآورد، اما در خشم خود دوازده اسیر تروایی را نیز کنار آتش پیکر پاتروکلوس میکشد. خدایان پیکر هکتور را از آسیب حفظ میکنند. پس از سوزاندن و گردآوردن استخوانهای پاتروکلوس، آشیل مسابقههایی چون ارابهرانی، کشتی و دو برگزار میکند و جایزه میدهد.
چرا این بخش مهم است؟
مراسم هم عشق و سوگ آشیل را نشان میدهد و هم خشونتِ ادامهدار او را. مسابقهها بخشی از بزرگداشت مردهاند، نه شروع جنگی تازه.
چه کسانی در این بخشاند؟
کجا هستیم؟
اردوگاه یونانیان — کنار کشتیهای یونانی در ساحل تروا.