آزمونهای بیشتر
قبل از خواندن این سرود
اودیسئوس با ظاهر گدا وارد خانه شده و توهین آنتینوئوس را تحمل کرده است. پنلوپه هنوز با او تنها صحبت نکرده و هویتش را نمیداند.
همهٔ ماجرا در آستانه و تالار خانه میگذرد: دعوای دو گدا، هشدار به یک خواستگار، ورود پنلوپه و سرانجام تنش شبانه.
ایروس نام گدای رقیب است؛ آمفینوموس از خواستگاران است و هشدار اودیسئوس را میشنود. اوریماخوس نیز خواستگار دیگری است و ملانتو از خدمتکاران خانه است؛ آنان را با هم یکی ندان.
گدای شهر، ایروس، میخواهد اودیسئوسِ ناشناس را از آستانهٔ خانه براند. خواستگاران از دعوای آنان سرگرمی میسازند؛ اودیسئوس با ضربهای او را شکست میدهد، بیآنکه توان واقعیاش را کاملاً آشکار کند. او به آمفینوموس، یکی از خواستگاران که با او مهربانتر است، هشدار میدهد پیش از بازگشت صاحب خانه برود، اما آمفینوموس میماند. پنلوپه در تالار ظاهر میشود و یادآوری میکند خواستگار باید هدیه بیاورد، نه دارایی میزبان را بخورد؛ آنان برایش هدیه میفرستند. شب، ملانتو، خدمتکاری که به یکی از خواستگاران نزدیک است، و اوریماخوس به گدای ناشناس اهانت میکنند. تلماخوس سرانجام خواستگاران را به پایان مهمانی و رفتن به خانههایشان وامیدارد.
چرا این بخش مهم است؟
اودیسئوس هنوز خویشتنداری میکند و پنلوپه نیز در برابر خواستگاران منفعل نیست؛ هر دو رفتار افراد خانه را از نزدیک میبینند.
چه کسانی در این بخشاند؟
کجا هستیم؟
ایتاکا — خانه و پادشاهی اودیسئوس.