در کاخ فایاکها
قبل از خواندن این سرود
نائوسیکا به اودیسئوس لباس و خوراک داده و گفته برای درخواست کمک، نخست نزد مادرش آرهته در کاخ برود.
از خیابانهای شهر فایاکها به کاخ آلکینوس میرویم. آتنا غریبه را پنهان و راهنمایی میکند؛ سپس گفتوگو با شاه و ملکه در تالار کاخ است.
آرهته مادر نائوسیکا و همسر آلکینوس است. اودیسئوس در این سرود دربارهٔ چند روز اخیر میگوید، اما نامش و ماجراهای طولانیِ سفر را برای بعد نگه میدارد.
اودیسئوس طبق راهنمایی نائوسیکا جداگانه به شهر میرود. آتنا در چهرهٔ دختری راه کاخ را نشان میدهد و با مهی محافظ او را از دید مردم میپوشاند. اودیسئوس در کاخ نخست به آرهته، ملکه، پناه میبرد و از او و آلکینوس میخواهد راه بازگشتش را فراهم کنند. میزبانان میپذیرند. آرهته لباسهایی را که خود بافته میشناسد و میپرسد اودیسئوس چگونه به دستشان آورده؛ او داستان رسیدنش از جزیرهٔ کالیپسو و دیدار با نائوسیکا را میگوید، اما هنوز نام خود را آشکار نمیکند.
چرا این بخش مهم است؟
پذیرش غریبه پیش از شناختن نامش رخ میدهد. پرسش آرهته دربارهٔ لباس، پیوند میان دیدار ساحلی و ورود به کاخ را روشن میکند.
چه کسانی در این بخشاند؟
کجا هستیم؟
سرزمین فایاکها — آخرین پناهگاه اودیسئوس پیش از بازگشت به ایتاکا.