راز تختخواب
قبل از خواندن این سرود
خواستگاران کشته شدهاند و اوریکلئا برای خبر دادن به پنلوپه میرود. پنلوپه نبرد را ندیده و پس از سالها خبرهای نادرست، برای شناخت مرد بازگشته احتیاط میکند.
دیدار در تالار و سپس اتاق مشترک اودیسئوس و پنلوپه رخ میدهد. بامداد، اودیسئوس خانه را به قصد مزرعهٔ پدرش ترک میکند.
تختخواب را نمیتوان بیرون آورد، چون یکی از پایههایش تنهٔ زیتونِ ریشهدار است. سفر دیگری که تیرسیاس پیشگویی کرده هنوز انجام نشده؛ اودیسئوس فقط آن را برای پنلوپه بازمیگوید.
اوریکلئا خبر بازگشت اودیسئوس و مرگ خواستگاران را به پنلوپه میدهد، اما پنلوپه پس از سالها انتظار تنها با این خبر و نشانهٔ زخم قانع نمیشود. اودیسئوس برای آنکه شهر از کشتار زود آگاه نشود، از آوازخوان میخواهد نوای جشن برپا کند. پس از شستوشو و پوشیدن جامهٔ تازه، پنلوپه میگوید تختخوابشان را بیرون اتاق بگذارند. اودیسئوس اعتراض میکند: خود تخت را پیرامون تنهٔ زیتونی ریشهدار ساخته و جابهجاییاش ممکن نیست. این راز مشترک تردید پنلوپه را برطرف میکند. آن دو با هم از سالهای دوری میگویند؛ اودیسئوس همچنین هشدار تیرسیاس دربارهٔ سفری دیگر را یاد میکند. صبح، برای دیدن پدرش لائرتس به مزرعه میرود.
چرا این بخش مهم است؟
آزمون پنلوپه بر نشانهای خصوصی و ساختهٔ زندگی مشترک تکیه دارد. در کنار دیدار دوباره، خطر واکنش خانوادههای کشتهشدگان هنوز باقی است.
چه کسانی در این بخشاند؟
کجا هستیم؟
ایتاکا — خانه و پادشاهی اودیسئوس.