راهِ هومرراهنمای خواندن ایلیاد و ادیسه
→ فهرست داستان
ادیسه، سرود 20
ادیسهسرود 20

نشانه‌های روز سرنوشت

قبل از خواندن این سرود

پیش از این چه شده؟

پنلوپه تصمیم به آزمون کمان گرفته، اما مسابقه هنوز آغاز نشده است. اودیسئوس با ظاهر گدا در خانه می‌خوابد و جز تلماخوس و اوریکلئا کسی از هویتش خبر ندارد.

حالا کجای داستانیم؟

سرود از شبِ بی‌خوابی پدر و مادر آغاز می‌شود و به صبح و مهمانی روزانهٔ خواستگاران در تالار می‌رسد؛ همه در ایتاکا و اطراف خانه‌اند.

فعلاً چه چیزی را دنبال کنم؟

فیلویتیوس گاوبانِ وفادار و ملانتیوس بزچرانِ بدرفتار است. تئوکلومنوس همان پیشگویی است که با کشتی تلماخوس آمد؛ تصویر تاریکی و خون، پیشگویی اوست، نه رخدادِ انجام‌شده.

اودیسئوس شب را در آستانهٔ خانه بیدار می‌ماند، از رفتار برخی خدمتکاران خشمگین می‌شود و با یادآوری نجاتش از غار سیکلوپ خویشتن‌داری می‌کند. آتنا به او دلگرمی می‌دهد؛ پنلوپه نیز بی‌خبر از حضور شوهرش شبِ سختی دارد. صبح، رعد زئوس و آرزوی زنِ آسیابان برای آخرین مهمانی خواستگاران به چشم اودیسئوس نشانه می‌آیند. اومائوس و ملانتیوس با گله‌ها می‌رسند؛ فیلویتیوس، گاوبان وفادار، با غریبه مهربان است. خواستگاران باز دربارهٔ کشتن تلماخوس حرف می‌زنند و در مهمانی، کتسیپوس سُم گاوی به سوی گدا پرتاب می‌کند. تئوکلومنوس تیرگی و مرگ را بر آنان می‌بیند، اما خواستگاران به او می‌خندند.

چرا این بخش مهم است؟

پیش از مسابقهٔ کمان، روایت وفاداران و آزارگران خانه را کنار هم می‌گذارد و نشان می‌دهد تلماخوس و اودیسئوس هنوز منتظر لحظهٔ عمل‌اند.

چه کسانی در این بخش‌اند؟

کجا هستیم؟

ایتاکا — خانه و پادشاهی اودیسئوس.

ادیسه، سرود 20دیدن متن مرجع ↗

نام‌های دیگر شخصیت‌ها هم پیدا می‌شوند. برای باز کردن جست‌وجو کلید / را بزن.