نشانههای روز سرنوشت
قبل از خواندن این سرود
پنلوپه تصمیم به آزمون کمان گرفته، اما مسابقه هنوز آغاز نشده است. اودیسئوس با ظاهر گدا در خانه میخوابد و جز تلماخوس و اوریکلئا کسی از هویتش خبر ندارد.
سرود از شبِ بیخوابی پدر و مادر آغاز میشود و به صبح و مهمانی روزانهٔ خواستگاران در تالار میرسد؛ همه در ایتاکا و اطراف خانهاند.
فیلویتیوس گاوبانِ وفادار و ملانتیوس بزچرانِ بدرفتار است. تئوکلومنوس همان پیشگویی است که با کشتی تلماخوس آمد؛ تصویر تاریکی و خون، پیشگویی اوست، نه رخدادِ انجامشده.
اودیسئوس شب را در آستانهٔ خانه بیدار میماند، از رفتار برخی خدمتکاران خشمگین میشود و با یادآوری نجاتش از غار سیکلوپ خویشتنداری میکند. آتنا به او دلگرمی میدهد؛ پنلوپه نیز بیخبر از حضور شوهرش شبِ سختی دارد. صبح، رعد زئوس و آرزوی زنِ آسیابان برای آخرین مهمانی خواستگاران به چشم اودیسئوس نشانه میآیند. اومائوس و ملانتیوس با گلهها میرسند؛ فیلویتیوس، گاوبان وفادار، با غریبه مهربان است. خواستگاران باز دربارهٔ کشتن تلماخوس حرف میزنند و در مهمانی، کتسیپوس سُم گاوی به سوی گدا پرتاب میکند. تئوکلومنوس تیرگی و مرگ را بر آنان میبیند، اما خواستگاران به او میخندند.
چرا این بخش مهم است؟
پیش از مسابقهٔ کمان، روایت وفاداران و آزارگران خانه را کنار هم میگذارد و نشان میدهد تلماخوس و اودیسئوس هنوز منتظر لحظهٔ عملاند.
چه کسانی در این بخشاند؟
کجا هستیم؟
ایتاکا — خانه و پادشاهی اودیسئوس.